×

نوروز 98 با طعم سنت های ضیابر گیلان

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۷
دسته بندی آداب و رسوم
نوروز  98 با طعم سنت های ضیابر گیلان
هیچ زمستانی ماندنی نیست، این را نوروز می گوید وقتی هر سال با نوای سرنا و دهل آرام و آهسته رخت زمستان را جمع می کند و بهار را با غوغای پرستوهای تازه از راه رسیده و عطر شکوفه های بادام پیشکش چشم های منتظر می کند. ما ایرانی ها قرن هاست آمدن بهار را به فال نیک می گیریم و هر سال با طلوع آفتاب در اولین روز بهار، سال کهنه را تحویل داده و سال نو را با دنیایی امید و آرزو تحویل می گیریم. هر کدام از ما با آداب و رسوم متفاوت و فرهنگی که از اجدادمان به یادگار داریم نوروز را به رسمی هزاران ساله جشن می گیریم.

خوبی این سرزمین هزاررنگ این است که هر جا که سر بزنید بهار تنیده در فرهنگ قومی، شکل و شمایلی خاص و دلربا دارد. شادی و پایکوبی، خواندن آوازهای محلی، پوشیدن لباس های نو و آماده کردن بساط پذیرایی پای ثابت نوروزهای ایرانی است. این بار در سرزمین زمردین کشورمان گیلان، خودمان را به یکی از شهرهای تاریخی و قدیمی شهر رسانده و میخواهیم نوروز را با طعم ضیابر تجربه کنیم. اگر گذرتان به شهر ضیابر در صومعه سرا افتاده باشد، خواهید دید که اگرچه سفره هفت سین قدمت چندانی در این شهر کوچک ندارد اما سنت نوروزی باستانی مردمان این دیار چیزی کم از هفت سین ندارد و حالاحالاها باید حفظ شود.

نوروزی خوانی
همین که اسفند به نیمه های خودش نزدیک شده و زمستان کم رمق می شود، صدای آواز نوروزخوان ها از گوشه و کنار ضیابر به گوش می رسد که نوید می دهد سرمای هیچ زمستانی ماندگار نیست و بالاخره بهار بازهم به شهرمان بازمی گردد. نیمه اسفند که فرا می رسد چند مرد فانوس بدست در تاریکی شب خانه به خانه در کوچه و خیابان حرکت می کنند و با نوای خوش گیلکی به نوروزخوانی می پردازند. نوروزخانی ها هم پر از نور معنویت و شادی و سرزندگی و امید به روزهای خوش آینده است و شاید به همین دلیل اهالی خانه و صاحبخانه ای که نوروزخوان ها را می پذیرد و به حریم خانه راه می دهد حضورشان را به فال نیک می گیرد.

نوروزخان ها که اغلب جوان و گاها نوجوانند با شور و شوق تمام با آوای سازهای محلی گیلکی سال های سال است که این آوازها را سینه به سینه و نسل به نسل به یکدیگر به امانت سپرده اند و زمزمه می کنند:
بخوانم من امام اولين را شه كشور اميرالمؤمنين را
وصي جانشين يعني علي را به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز امام دومين هم دسته گل
شفاعت مي‌كند او بر سر پل اما سومين شاه جهان است
بود نامش حسين شاه يگانه و . . . .
مدح و ستایش تا امام دوازدهم ادامه پیدا می کند و بعد از این مقدمه مذهبی و معنوی نغمه بهاری سر داده می شود. آوازها هر کدام بسته به زمان های مختلف و سلیقه نوروزخوانان گه گاهی دچار تغییر می شود گرچه مضمون اصلی پابرجاست:
بهار آمد، بهار آمد خوش آمد بهار آمد همه گلها شکفته، گل لیلا چرا در خاک خفته
ز بسم‌الله بگویم چند کلامی امام اولین نامش علی بود
امام دومین نامش حسن بود امام سومین شاه شهیدان حسین را کشته‌اند قوم یزیدان
الهی صاحبخانه خیر ببینی
عروسی جوانانت ببینی همین سال و همین ماه و همین روز مبارک بر شما این عید نوروز
آوازها اما نور، امید و روشنایی را در دل شب های سیاه باقی مانده از زمستان به خانه ها و صاحبانشان پیشکش می کند و در عوض صاحبخانه نیز نوروزخوانان را با حلوای ضیابری، برنج در روزگاران قدیم سکه و حالا اسکناس های نو و گاهی شکلات و میوه راهی می کند و دعای خیر را بدرقه راهشان می کند. در روزگاران قدیم پسربچه ها و دختربچه ها هم دسته دسته عازم خانه دوست و آشنا شده و با تبریک عید به صاحبخانه عیدی خود را از او دریافت می کردند سنتی که حالا به قول بزرگترها و ریش و گیس سفیدها کسر شأن نوجوانان محسوب می شود و در حال فراموشی است. نورورزخانی نه تنها در ضیابر بلکه در شهرها و روستاهای همسایه هم با همین شور و علاقه برگزار می شود و از نیمه اسفند تا لحظاتی قبل از حلول سال نو ادامه پیدا می کند.

حلوای ضیابر
وقتی پای جشن و سور و سات به میان می آید قطعا غذاها و شیرینی های خوشمزه پای ثابت هر محفلی است. نوروز هم با همه زیبایی هایش پر از خاطرات خوشمزه است که شهر به شهر و دیار به دیار در سرزمین اصیل هزار رنگ مان، رنگ و بوی متفاوتی دارد. شاید اگر در خاطرات کودکی مان تا همین حالا سرک بکشیم یکی از بهترین و ماندگارترین بخش های خاطرات نوروزی مان، غذاها و شیرینی های خوشمزه ای است که ناخنک زدن به آن ها پای ثابت عادت هایمان بود. ضیابری ها هم از این قاعده مستثنی نیستند و با فرارسیدن روزهای انتهایی اسفند ماه، آستین ها را بالا زده و تمام هنرشان را به کار می برند تا کام خود و اطرافیانشان را با یک شیرینی آبا و اجدادی دست کم 500 ساله شیرین کنند.

حلوای ضیابر، شیرینی محبوب و پرآوازه ضیابری هاست که البته پروسه تولید سخت و زمانبری دارد، اما محصول نهایی آنقدر خوش طعم و دوستداشتنی است که نه تنها در ضیابر بلکه در صومعه سرا و حتی در شهرهای دوردست تر نیز بسیار پرطرفدار است. این شیرینی اما علاوه بر شیرین کردن کام آدم ها، دل ها را هم یکدست می کند و با دورهمی های زنانه آدم ها را به هم نزدیکتر می کند. سال ها قبل بساط پخت حلوا داغ تر بود. با فرارسیدن اسفند ماه زنان و دختران دسته دسته راهی خانه یکدیگر شده و هرشب بساط پخت حلوا را در یک خانه برپا می کردند. آرد برنج، آرد گندم، دوشاب، هل، زیره، گل بنفشه، گردو، زنجیل، گزنه، جوزهندی و روغن محلی مواد تشکیل دهنده این شیرینی محلی خوشمزه است.

ابتدا خمیر شیرینی تهیه می شود، سپس هفت لایه خمیر نازک بر روی یکدیگر قرار گرفته و در انتها لا به لای خمیرها مواد میانی همچون بنفشه، گردو، هل و ... قرار می گیرد. اگرچه در سال های اخیر پخت این شیرینی کمرنگ شده اما هنوز هم برخی زنان خانه دار ضیابری این شیرینی خوشمزه را با شوق و ذوق تمام برای همه میهمانان تدارک می بینند.

مرغانه جنگ
جمع شدن آدم ها در کنار هم آن هم به بهانه های کوچک، فراهم کردن دوره همی های ساده و تفریحات سالم و دسته جمعی، از بین رفتن کدورت ها و گاهی حتی افزایش توان کارهای گروهی و تطابق آدم ها با یکدیگر همه و همه فلسفه های بزرگی است که پشت سر بازی های ساده و شاد محلی پنهان است. یکی از بازی های محلی جذاب و البته تاریخی منطقه ضیابر که در سایر نقاط گیلان نیز به چشم می خورد مرغانه جنگ است. نبردی با طعم تخم مرغ یا تخم اردک آب پز که البته جنگجویان قهار و کارکشته ای را برای بردن نیاز دارد. تخم مرغ در میان مردمان این دیار نشانه ای از ادامه نسل و زادآوری است و بسیار پربرکت و قابل احترام است.

در این نبرد زیبا که گاه دو رقابت کننده و گاه دو ردیف رقابت کننده چندتایی روبرو یکدیگر قراردارد، گاه سر تخم مرغ انتخاب می شود و گاه ته تخم مرغ. طرف تیزتر سر تخم مرغ در نظر گرفته می شود و مردان دو به دو تخم مرغ ها را بنابر توافق قبل از بازی سر به سر یا ته به ته و یا سر به ته، به یکدیگر میکوبند و کسی که تخم مرغش سالم باقی بماند، برنده بازی محسوب می شود. گاهی رقابت کننده قبل از شروع مسابقه تخم مرغ حریف را امتحان کرده و با کوبیدن آرام آن به دندان های جلویی مقاومت تخم مرغ حریف را می سنجد و بعد استراتژی بازی شان را انتخاب می کنند.

تخم مرغ ها در نهایت نصیب تازه عروسان و زنان پا به ماه می شود تا صاحب فرزندانی سالم و پرشمار شوند. این بازی محلی شادی بخش روز نخست سال نو است و در میان بزرگترها و نوجوانان و کودکان در دسته های جداگانه ای با صدای سازهای محلی و خنده های تماشاگران برگزار می شود.

عروس گوله ی
همین که نیمه های اسفند ماه فرا می رسد و نوروزخوان ها کمی راه را باز می کنند، سر و کله ی نازخانم، پیربابو و آقای غول پیدا می شود. سال های سال است که پیربابو و غول بی شاخ و دم زمستان بر نازخانم به جنگ و جدا می پردازند. غول با صورتی سیاه از دوده، لباسی شلخته از ساقه های خشک شده شالی و گاهی دو شاخ گاو بر سر و جارویی به دمبش با کلاهی مقوایی تقلا می کند تا خودش را به عروس برساند و نازخانم را تصاحب کند. غول نماد زسمتان است و سردی را به همراه می آورد. پیربابو اما عاشق بهار و طبیعت است و با تنی نحیف و ظاهری ساده در برابر غول ایستادگی می کند تا سر آخر نازخانم را از چنگ غول بدر ببرد. نازخانم هم عروس پرناز این تئاتر زیباست که از دست غول خسته شده و در امید کمک پیربابو است.

با آغاز صدای ساززنی که ساز محلی گیلکی اش را می نوازد و سرخوانی که آوای محلی می خواند و داستانی شعرگونه را با زبان شیرین محلی بیان می کند و رقص محلی پیربابو، غول و ناز خانم و صدای کترازدن همراهان مراسم آغاز می شود.
عروس گولی بیاردیم جونه دیلی بیاردیم
عروس کی شی؟ پیر بابو شی
پیربابو زحمت بکشی شوون بی خوابی بکشی
........
شعرخانی ادامه می یابد و نازخانم با رقصی محلی و لباسی خوشرنگ و گیلکی به هنرنمایی می پردازد. غول چوب دستی بدست و چند زنگوله به تن برای رسیدن به عروس تلاش می کند و در حین رقصیدن با پیربابو هی با چوبش پیربابو را هدف قرار می دهد تا خودش را به عروسی که در حال رقصیدن است، برساند. پیربابو هم دستمال به یک دست و جوال دوزی به دست دیگر به این طرف و آن طرف می دود و خودش را در میان تماشاچیان پنهان می کند و با ادا اطوارهای خاصی باعث خنده جمع می شود.

غول خودش را به هر آبی و آتشی که میزند نمی تواند از پس پیربابو بربیاید و خسته و درمانده گاه می ایستد و دوباره شروع به حرکت می کند اما در نهایت از میدان به در می شود و پیربابو خندان و خوشحال از بدست آوردن ناز خانم دست وی را گرفته و به پایکوبی می پردازد. در این بین اما به زبان شیرین محلی هر کدام از بازیگران جملات شنیدنی و بامزه ای را بیان می کنند که مناسب حال جمع و گاهی واقعا فی البداهه است. این گروه نمایش خانه به خانه به همراه سایر بازیگران مثل کاس خانم که همراه نازخانم است و تکل سیاهی که نقش سیاهی لشگر را برعهده دارند و کول بارکش عازم خانه ها و بازارها شده و به هنرنمای می پردازند.

انبوه جمعیت تماشاگران و همچنین صدای خنده های گاه و بی گاهشان نشان می دهد که این آئین ساده و آبا و اجدادی هنوز هم در میان ضیابری ها دلنشین و خواستنی است. صاحب خانه به درخواست سرخوان برنج، شیرینی و گاهی برنج یا پول را پیشکش گروه می کند و آن را به کول بارکش که با کیسه ای هدایا را حمل می کند تحویل می دهد. این نمایش زیبا و محلی تا اواخر فرودین هم ادامه دارد و لبخند را میهمان لب های مردمان ضیابر می کند.

بازی معروف و قدیمی چال و گود(لب گود)
همین که سال نو می شود و تخم مرغ های صبح سال نو رنگ می شوند حالا دیگر بساط بازی و تفریح علم می شود. ضیابری ها از هر فرصتی برای کنار هم بودن و جمع شدن استفاده می کنند و محافلشان را با بازی ها و تفریحات قدیمی و آیینی گرم و هیجان انگیز می کنند. یکی از این تفریحات برگزاری مسابقات مختلف است. یکی از مسابقات جذاب کودکان، نوجوانان و گاهی جوان ترها و بزرگترها بازی لب گود است. چیزی شبیه تیله بازی که در آن حفره های کوچکی که تنها کمی از سکه ها بزرگترند حفر می شوند. هر شرکت کننده ای چند سکه به دست گرفته و از فاصله چند متری اقدام به پرتاب سکه ها در چاله می کند. طبیعتا هر کسی که تعداد پرتاب های موفق بیشتری داشته باشد برنده بازی است و سکه ها را تصاحب می کند. گاهی بازی ها با رقابت دو نفر و گاهی به صورت گروهی برگزار می شود و هیجان خاصی را به وجود می آورد. این بازی آیینی نیز سال هاست که در بین ضیابری ها خصوصا نوجوانان و کودکان رواج دارد. اغلب کودکان و نوجوانان قبل از شروع بازی به در خانه ها رفته و با تبریک سال نو سکه و یا حتی تخم مرغ و شیرینی دریافت می کنند و بعد به صورت گروهی به بازی چال و گود می پردازند.

گیلان سرزمین اساطیری ایران است که با طبیعت دلربا و استثنایی و فرهنگ فولکلور و جذابش محبوب قلب اغلب ایرانی هاست. این نگین سبز و زمردین اما در گوشه و کنارش پر از آداب و رسوم بی ریا و باستانی است که هر بیننده ای را سر ذوق می آورد. اگر قرار است گیلان با همه زیبایی هایش مقصد سفر نوروزی امسالتان باشد از هتل های رشت گرفته تا اقامتگاه های بوم گردی مختلف را می توانید در ایران هتل آنلاین رزرو کنید. پیشنهاد این باره ما هتل 5 ستاره کادوس است.