×

جشن بیل‌گردانی نیم ور محلات مرکزی، رژه بیل ها در انقلاب بهار

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱
دسته بندی آداب و رسوم
جشن بیل‌گردانی نیم ور محلات مرکزی،  رژه بیل ها در انقلاب بهار
سال ها قبل وقتی هنوز خبری از جشن های متظاهر و گاهی بی ریشه امروزی نبود آدم ها به بهانه هایی به ظاهر ساده اما با معنایی عمیق دورهم جمع می شدند. این جمع شدن ها اما علاوه بر شادی معانی متعددی داشت، اینکه با یکدیگر متحد باشیم و یا اینکه آمادگی مان را حفظ کنیم. جشن هایی که با گذر صدها سال حالا تبدیل به سنت های مان شده است. سنت هایی که گاه عجیب به نظر می رسند اما وقتی در عمق شان می نگریم این حد از هوشمندی حیرت زده مان می کند. رسم و رسومات ما ایرانی ها فقط جشن نوروز یا شب یلدا نیست. به لطف اقوام رنگ به رنگ و اصالت و ریشه هایمان آنقدر آئین جذاب داریم که به سال ها وقت برای دیدن و کاویدنشان زمان لازم داریم. این بار شما را به رژه بیل ها از وداع زمستان تا انقلاب بهار دعوت می کنیم. جایی در نزدیکی محلات پایتخت گل ایران که نیم ور نامیده می شود. دستتان را به ما بدهید و مطمئن باشید لبخند و خاطره ای خوب کمترین دستاورد شما در این سفراست.
جشن بیل‌گردانی
بیل گردانی
هزاران سال است که بشر بر پهنه این کره می کارد و می درود. اما کاشت و برداشت به همین راحتی که می شنویم نیست. هر ساله با یورش دوباره خورشید زمین دوباره جان می گیرد. برکت در جوی ها و رودها جاری می شود و مردان و زنانی که یک عمر کارشان کاشتن و درویدن بوده کمر همت می بندند و با بیداری زمین دست هایشان را به کمر می زنند و با توکل به خداوند روزی دهنده بار دیگر چشم امید به زمین می بندند. به جان زمین می افتند و شخم می زنند تا رخوت زمستان از تنش بیرون برود و خاک قوت بگیرد. بعد دانه ها را به رسم امانت به زمینی می سپارند که راه و رسم رویاندن را خوب می داند. بذرها که در دل زمین آرام بگیرد تازه کار کشاورز آغاز می شود و امیدهایش جان می گیرد.
جشن بیل‌گردانی
تا محصول به بار بنشید گویی کشاورز یک تکه از وجودش را می کند و میان بذرهایش در زمین می گذارد. هزاران سال است که بشر این مسیر را طی می کند، حتی حالا که تکنولوژی از سروکولمان بالا می رود و به هر جان کندنی که شده سعی داریم هر شرایطی را پیش بینی کنیم. این پروسه سخت و طولانی اما به لطف دورهمی هایی که به هم قوت قلب می دهیم گاهی آسان تر می شود. جشن ها و دورهمی هایی که سینه به سینه از آبا و اجدادمان به ارث برده ایم و نامش را سنت گذاشته ایم. گوشه به گوشه ایران پر از این سنت های جذاب است. آنقدر جذاب که سر از کتاب ها و مجلات آن سوی دنیا درمی آورد و این سوی عالم آدم ها را با یک دنیا امید و آرزو در کنار هم جمع می کند. سنت هایی که باورها و آرزوهایمان را به نمایش می گذارد و مسیری را که برای پختگی نصف و نیمه امروز طی کرده ایم به یادمان می آورد.

حالا که بهار بازهم در حال بازگشتن است به رسمی 2000 ساله خودمان را به جایی در استان مرکزی می رسانیم. نیم ور جایی است در میان خمین و محلات که برخلاف روزهای گمنامی امروزش روزگاری برای خودش شهری آباد و پرتردد بوده است. اینکه می گوییم روزگاری درست سر از دوره ساسانیان و اشکانیان در می آوریم. دوره ای که مردم این دیار آیینشان پیروی از زرتشت و آتشکده آتشکوه مامن و ملجاشان بود. مثل تمام شهرهای باستانی عبور یک رود که نامش قمرود است سبب شده تا اینجا جایی در میان سرزمین های خشک و نیمه گرم کشورمان نیم ور پابگیرد. آب هر جای ایران باستان که باشید یادآور ایزد بانوی آب آناهیتا است. هر جا که پای الهه آب، برکت و زادآوری به میان بیاید حتما سر و کله یک آیین هم پیدا می شود. داستان آیین جذاب نیم وری ها به حداقل 2000 سال پیش باز می گردد. به روزهایی که زمستان کم کم ابهتش را از دست داده و بوی بهار به مشام می رسد.

هر وقت اسفند ماه امان می داد مردهای نیم ور بیل هایشان را به دوش گرفته و راهی می شدند. مقصد مردان نیم ور و روستای باقرآباد که در همسایگی شان قرار داشت بندی بود که بر روی رودخانه لعل بار ساخته شده و یادگار دوران ساسانی بود. با رسیدن به بند باید راه بسته آب گشوده می شد و اینکار در فرهنگ عامه لایروبی نامیده می شد. گل و لای و علف هایی که سر از زمین بیرون آورده، کف و دیواره جوی آب را فرا گرفته بودند آنقدر قدرتمند بودند که جلوی مسیرآب منتهی به زمین های کشاورزی را بگیرند، بنابراین مردان قدرتمند آبادی های اطراف دست به دست هم داده راهی بند می شدند تا کار را از همان سرچشمه درست کنند. وز در گویش نیم وری ها به محل تقسیم آب اطلاق می شود. آب از بند به وز باقرآباد می رسد و در اینجا بین دشت نیم ور و دشت باقرآباد تقسیم می شود.

سهم نیم وری ها 4 نهر و سهم باقرآبادی ها یک نهر آب است. از وز باقرآباد دیگر مسیر نیم وری ها و باقرآبادی ها جدا می شود. آب نیم وری ها جاری می شود تا سه کیلومتر بعد به وز آسیاب برسد. در وز آسیاب آب به 4 نهر مساوی تقسیم می شود. لایروبی از آبادی شروع شده تا وز باقرآباد ادامه پیدا می کند. اینجا دیگر باقرآبادی ها هم به اندازه سهم آبشان نیرو می فرستند. تعداد مردان امروزه چیزی بین 15 تا 40 نفر و این تعداد کاملا بسته به میزان آب نهر است اما در روزگاران قدیم که لایروبی رود کار هر کسی نبود تعداشان گاهی بالغ بر 200 نفر بود.

از وز باقرآباد تا فاصله یک کیلومتری هر مردی به تنهایی می تواند با بیل خود جوی را لایروبی کرده و گل و لای را به بیرون نهر بفرستد اما با عمیق تر شدن نهر کار به صورت دو نفره ادامه پیدا می کند. یک نفر کف نهر قرار می گیرد و یک نفر دیگر پله ای بر دیواره نهر ایجاد کرده و بر روی آن می ایستد که بالا سر نامیده می شود. نفر اول گل و لای را روی سکو می ریزد و نفر دوم به بیرون پرتاب می کند. عمق نهر که بیشتر شود دیگر دو نفر هم جوابگو نیست و کار را سه نفر به دست می گیرند. مشکل ترین قسمت کار جایی در طول نهر است که تنها از قسمت جنوبی می توان گل و لای را بیرون ریخت و عمیق تر از سایر بخش هاست.

نیم وری ها این تکه از نهر را "لغو ورز" می نامند. 4 نفر به کف نهر رفته و چیزی در حدود 20 و گاهی تا 40 نفر بر دامنه نهر مستقر می شوند. کار سخت و طاقت فرساست و همدلی زیادی می طلبد. لغو را که پشت سر بگذارند تازه کار جدی آغاز می شود و بعد نوبت سنگ گرده، درچاه پایین،لامشکان، چاه بغله و درچاه بالا می رسد. کار در این قسمت تا 16 روز زمان می برد و بالاخره با رسیدن به نقطه ای که بهره ما نامیده شده و آب از آن بیرون می زند لایروبی به اتمام می رسد.

به قول خود نیم وری ها کاری که آن ها با کمک هم در مدت یک ماه به سرانجام می رسانند را یک مرد قوی با چهار سال کار شبانه روزی و بدون وقفه می تواند به سرانجام برساند و این همان معجزه همدلی است. مردها که بیل هایشان به جنگ زمین و آب رفته بود سربلند و سرافراز از تمام شدن لایروبی و خرسند و شادکام از صدای جوش و خروش آب بیل ها را به دوش گرفته و راهی شهر می شوند.

از همان قدیم الایام رسم بود که مردها روز آخر لایروبی هر طور که شده کار را تا صلات ظهر به پایان برسانند. حالا که مردها و جوانان نیم وری ثابت کرده بودند می توانند در کارهای سخت و میدان های زورآزمایی دوام بیاورند و به وقتش هم که شده دست به دست هم داده حقشان را بگیرند، موقع جشن و پایکوبی فرا رسیده بود. بیلدارها که راهی آبادی شان می شدند به محض رسیدن به پل سنگی یک نفر را راهی روستا می کردند تا خبر ورودشان را اعلام کند. وقتی قاصد خبر بازگشت بیلدارها را می داد در روستا ولوله به پا می شد. اسبی جوان و مادیان انتخاب شده و او را با دستمال های زینتی می آراستند و در خورجینش دستمال تمیز قرار می دادند و راهی پل سنگی می کردند.

بیلدارها با دیدن اسب از میان خودشان یک نفر را که از آداب نظامی سردر می آورد و به عبارتی سربازی رفته بود لباس نظامی به تن می کردند و حمایل سرخ یا سبز رنگ بر او بسته و سوار بر اسب او را به طرز باشکوهی پیش قراول گروه قرار می دادند. باقی مردها دسته دسته مثل صفوف سربازها آرایش می گرفتند و بیل به دوش پشت سر سوار راهی میدان اصلی می شدند. سربازان بیلدار سربلند از این زورآزمایی دوباره با افتخار وارد روستا شده و با ورودشان این صدای طبل، سنج، شاتوتک و هلهله زنان و دختران بود که به آسمان می رفت. زن ها و بچه ها، مردان نابالغ و آن هایی که دیگر توان رفتن به نهر را نداشتند در میدان آبادی جمع شده و با سلام و صلوات به پیشواز سربازان آبادی می رفتند.
جشن بیل‌گردانی
در میدان پاچنار جا برای سوزن انداختن پیدا نمی شود و زن ها و بچه ها نه تنها در میدان که روی پشت بام خانه ها نیز با شور و شوق فراوان بازگشت مردانشان را به نظاره می نشینند. سوار آهسته اسبش را به حرکت در می آورد و بیلدارها که حالا قبا پوشیده و پر قبایشان را به رسمی دیرینه در جیبشان فرو کرده اند پشت سر سوار در میدان رژه می روند. شاید رژه حامل این پیام باشد که با وجود انجام این کار سخت و طاقت فرسا هنوز آنقدرها خسته نشده اند و زیرکانه قدرت نمایی می کنند. مراسم رژه که به پایان می رسد سوار پیاده شده و به همراه بیلداران از میان بیل ها هفت بیل را انتخاب می کنند. نیم وری ها این بیل ها را باغ اسپار می نامند.
جشن بیل‌گردانی
بیل هایی که یک جای پا نیز بر دسته آن ها تعبیه شده و حتما در لایروبی مورد استفاده قرار گرفته است. هفت بیل اما پر از پیام های ماورایی و شاید نمایانگر هفت آسمان و هفت زمین است. بیل ها دو دسته می شوند. یک دسته چهارتایی و یک دسته سه تایی و طوری در کنار یکدیگر طناب پیچ می شوند که بتوان به راحتی آن ها را دست گرفت. بیل ها گاهی تا 2 متر بلندی دارند و میانگین وزنشان چیزی در حدود 3.5 کیلوگرم است.
جشن بیل‌گردانی
حالا دیگر نوبت بخش پایانی مراسم و زورآزمایی دیگری در راه است. به رسم پهلوانان باستانی ایران که وزنه ها بر بالای سرشان برده و می چرخاندند اینجا نیز یک نفر داوطلب شده و بر بلندای سکوی میدان پاچنار می رفت. دسته چهار تایی از بیل ها را به دست راست و دسته سه تایی را به دست چپ گرفته و با نوای بلند یا علی و صدای صلوات بلند تماشاگران در میانه میدان ایستاده پای راست را جلوتر نهاده، دسته بیل ها را بالا برده و شروع به چرخاندن می کند. بیل های دست راست را به سمت چپ و بیل های دست چپ را به سمت راست چرخاندن آن هم به صورتی که به بیل ها به یکدیگر برخورد نکرده و تعادلشان حفظ شود، کار هرکسی نیست.

با چرخاندن بیل ها صدای تشویق حضار بالا گرفته و هرکسی چیزی می گوید و ماشالله ای نثار می کند. همین که یک نفر بیل را بیاندازد و یا اینکه بیل ها به یکدیگر برخورد کنند صدای هو شدن بالا می گیرد و برخی که نوجوان ترند بنای شوخی گذاشته و شعری را هم در مدح فرد بازنده می خوانند. این دور همی جذاب و پرهیجان که پر از صدای خنده های دلنشین است با حضور داوطلب ها چند ساعتی ادامه پیدا می کند.
سال ها قبل که خبری از جایزه نبود برنده کسی بود که بتواند چند دور حتی محدود تعادل بیل ها را حفظ کرده و بدون برخورد آن ها را بالای سر بچرخاند اما حالا چند سالی است که نیم وری ها در میدان اصلی شهر تاریخی شان جمع شده و مرحله آخر جشن و پایکوبی شان را در حضور بزرگترها و مسئولین در قالب یک مسابقه پرطرفدار برگزار می کنند. مسابقه ای که حداقل دوازده هزار تماشاگر دارد و کم کم اهالی آبادی های دور و نزدیک را هم برای شرکت در مسابقه جذب کرده است.
جشن بیل‌گردانی
افراد شرکت کننده در مسابقه شروع به چرخاندن بیل ها می کنند اما علاوه بر حفظ تعادل و عدم برخورد بیل ها حالا تعداد چرخاندن این دسته بیل های سنگین و بدقلق بر بالای سر نیز مهم است و برنده کسی است که تعداد دفعات بیشتری این کار را انجام دهد. در انتها هم فرد برنده گوسفندی چاق و چله را به همراه وجه نقد و یک تندیس دریافت می کند و ماجرا به پایان می رسد. این جشن که در اواسط تا اواخر فروردین برپا می شود حالا دیگر بیشتر یک مراسم نمادین است چرا که جوی ها سیمانی شده و خروجی بهره آب مکانیزه، اما همین لایروبی ساده باقی مانده هنوز بهترین بهانه برای برگزاری جشن های بهاره و آغازی سالی پرشور و هیجان است.

اگر روزی روزگاری قصد سفر و رزرو هتل های محلات را داشتید حتما سری به آی هو بزنید. هتل اقصی محلات یکی از گزینه های پیش روی شماست اما اگر به دنبال گزینه دیگری هستد حتما در ایران هتل آنلاین آن را خواهید یافت.