×

عشق ابدی آنتونی بوردین نسبت به فیلیپین

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۷/۱۰/۲
دسته بندی غذا و خوراک
عشق ابدی آنتونی بوردین نسبت به فیلیپین
برنامه های سفر مرتبط با غذا روش بدی است که این شانس را برای میزبان کم رو و تعارفی فراهم می کند که از طریق زندگی افراد دیگر تعطیلات خود را بگذراند و در حین خوردن غذاهای عجیب آن ها صحبت کند. بعد از آن به نظر می رسد که میزبان در حالیکه حقایق را از وب سایت ویکی پدیا می خواند، نکات اصلی را نیز از طریق وب سایت های مشاوره سفر مرور می کند و تمام این موارد سطح بینش یکسانی را درباره Epcot Center برای او فراهم می کند.
با داشتن تلویزیون ما بینندگان عملا آموزش می بینیم که گردشگرانی با تعریف استاندارد باشیم و با تاریخ محلی که به صورت .سطحی و حتی گاها کلیشه ای شکل گرفته، مکانی را به طور سطحی تجربه کنیم و هوشمندانه سفر کنید 
و حالا می رسیم به آنتونی بوردین در بین تعداد زیاد برنامه های موجود برای تبلیغ فرهنگ غذایی، بوردین راه متفاوتی در پیش گرفت. روش انتخابی او این بود که انسان واقعی را در مکان هایی که می رفت برجسته سازی کند، سعی کرد تاریخ آن ها را درک کند و با آن ها مثل انسان های فهمیده رفتار کند. او در خانه ها، رستوران ها و در زمین آن ها یک میهمان بود، نه یک مشتری و نه حتی یک گردشگر. بوردین از طریق سفرهایش به ما نشان داد که چگونه بین انسان هایی که به دنبال واقعیت ها و ارتباطات معنادار هستند، انسان باشیم.
Bourdain's travels led him to peoples' tables, where he could learn about the food and culture of a place
غذای فیلیپینی هم اکنون در امریکا جایگاهی دارد و جمعیت چهار میلیونی ما احساس خوبی نسبت به آن دارند و هنوزهم بوردین اولین فرد معروفی در زمینه غذا است که  به خاطر عامل ترس به غذای ما نزدیک نشد چون خوراک ها از مواد خونی و تخم نارس اردک تهیه شده بود. با این وجود، او فیلیپینی ها را بخشنده ترین مردمان در جهان می داند و می گوید استعدادهای موسیقیایی بیشتر ماها غریزی است و وقتی گفته می شود lechon فیلیپینی بهترین خوک در دنیا است، برای ما جای بسی مباهات است.
اما از طریق شغلش، بهترین گاری که برای ما انجام داد این بود که به زندگی، احساس، تفکر و نفس کشیدن فیلیپینی ها واقف شویم و ازآن ها بپرسیم چه کسی هستند و به پاسخ های آن ها گوش فرا دهیم. او سعی نکذئ تجذبیاتش از فیلیپین را در قالب یک پکیج قابل درک ارایه کند، به جای اینکار به مردم اجازه می دهد تا در حین داشتن زیبایی های پیچیده و متنوع خودشان، انسان باشند. در فصل هفت "Parts Unknown" بوردین به مانیلا می رود. آنجا در یک سکانس، او در مورد Jollibee یعنی یک رستوران فست فود محلی در فیلیپین غلو می کند و همین امر باعث می شود او به تنفرش از فست فود غلبه کند، سپس مهمانی کریسمس را به هم می زند.
Anthony Bourdain said that Filipino lechon was the finest pig in the world
در صحنه بعدی بوردین مغرضانه در خیابان های فقیر نشین مانیلا پرسه می زند و مشکلات گذشته این کشور را بیان می کند و داستان های را از روزنامه نگارانی که برای حفظ امنیتشان مسلح بودند را بیان می کند. بسیاری از دوستان فیلیپینی من در قسمت مربوط به فیلیپین گریه می کردند چون حقایق کاملا شفاف و صادقانه بیان می شد. در حالیکه بیشتر مردم فیلیپینی ها را افرادی حاضر در همه جا و با گدشته درخشان در بیمارستان ها و کشتی های کروز می دانند، بوردین این مسایل را نادیده گرفت.
او فداکاری هایی که هر روز برای خانواده هایشان انجام می دادند را نشان می داد و علاقه شدید آن ها را به سرزمین مادری شان و همچنین علاقه پایان ناپذیر آن ها را به افرادی که دوستشان دارند نشان می داد. او گفت فیلیپینی ها با غرور و عشق شدی نسبت به کشورشان صحبت می کنند. و اگر شما یک کارگر برون مرزی فیلیپینی هستید، این صحبت ها عمیق تر است. افراد نقش آفرین در برنامه آنتونی داستان های زندگی شان را به او می گویند چون او با دقت به آن ها گوش فرا می دهد. او زیبایی را در ناراحتی و سختی های هر روز می بیند. با دیدن برنامه های او در می یابید که افراد پشت دوربین برای او چیزی بیشتر از تماشاچی هستند.
در دو دهه گذشته کارهای بوردین نشان داد که افراد بسیار زیادی روز پس از مرگ او از او به خاطر اینکه دنیا در در قالب یک صفحه به آن ها نشان داد، تشکر می کردند. همچنین در این عصر که اختصاصات فرهنکی افزایش یافته است، آنتونی یکی از معدود افراد مشهوری است که میراث گذشته را به خوبی به معرض نمایش در آورد.
Manila
امروزه از هر کسی که دوربین به دست داشته باشد این جمله را بارها می شنودید که غذا فرهنگ است اما بوردین به ما نشان داد که این جمله واقعا حقیقت دارد. هیچ کس در دنیا تا حدی کار نکرده که از غذا را به ابزاری برای اینکه انسان ها انسانیت را در وجود یکدیگر ببینند، استفاده کند. از فیلیپین گرفته تا کامبودیا، بورما، اتوپیا تا اوزارک و دترویت و هاتای بعد از اینکه دیگر دوربین های امریکایی از بین رفته بودند، او با تمایل خودش به جوامع مختلفی رفت تا مانند انسان ها با آن ها رفتار کند و به آن ها این فرصت را بدهد که داستان های زندگی شان را با زبان خودشان بیان کنند.
تنها تمرکز او در برجسته سازی آن ها که اغلب به دست فراموشی سپرده می شد، منشا بزرگترین میراث او یعنی آشپزها، نویسنده ها و ... است. بعد از سال ها فراموشی در این زمینه جوامع بی شماری در دنیا غهمیدند که او دوست داشت حرفهایش شنیده شود و درک شود. وقتی او از دنیا رفت، دنیا یک قهرمان و حامی جوامغ کمتر معرفی شده را از دست داد چون اوکسی بود که دوست نداشت داستان های از پیش نوشته شده اش را برتر معرفی کند. او به حرف همه گوش می داد و به همه ما هم نشان داد که باید همین کار را انجام دهیم.
Manila
آنتونی بوردین بالاتر از هر کسی دنبال عمق و رنگ بود و با از دست دادن او جهان بیشتر در معرض دو بعدی شدن و سیاه و سفید شدن قرار گرفت. اکنون نوبت همه ماها است که مانند او انتظار داشته باشیم، تقاضا کنیم و بهتر عمل کنیم. برای به اشتراک گذاشتن اسرار آشپزخانه، برای خوردن غذا بدون رزرواسیون و برای کشف مسایل ناشناخته باید همانند او عمل کنیم.