×

ساکنان بومی کلمبیا، آخرین محافظان زمین

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۲۴
دسته بندی جهانگردی
ساکنان بومی کلمبیا، آخرین محافظان زمین
شاید کمتر کسی در کشورمان باشد که با قبایل بومی تماس مستقیم داشته باشد زیرا چنین مفهومی در معنای شناخته شده آن کمتر در ایران یافت می شود. اما کسانی که از جماعات بدوی که در بیابان یا در خانه های سنگی مانند آنچه در کندوان دیده می شود دیدن کرده اند می توانند درک بهتری از چنین جماعت های بومی و بدوی داشته باشند. به کسانی که شرایط سفر به آمریکای جنوبی، هند، استرالیا و ایالات متحده برای مشاهده زندگی بومیان این منطقه را ندارند توصیه می کنیم با سفر به مناطقی از کشورمان که دارای اجتماعات قدیمی و باستانی (مانند کندوان، پاوه و برخی مناطق در سیستان و بلوچستان و لرستان) هستند، علاوه بر اقامت در برخی از متمایزترین اقامتگاه ها و هتل های ایران، با سبک زندگی بدوی، سنتی و منحصربفرد مردمان این مناطق عمدتاً دور افتاده و منزوی آشنا شوند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با یکی از آخرین قبایل بومی بازمانده کلمبیا که جهان بینی بسیار قوی و دوست داشتنی دارند آشنا کنیم.
Along with the Kogi and Wiwa, or Malayo, the Arhuaco are descended from the ancient and advanced Tairona civilisation (Credit: Christopher P Baker)
لوییس گیرمو ایزکویردو، در حالی که همراهم راه می رود و گونه هایش در اثر جویدن آرام برگ های گیاه کوکا متورم شده با لحنی شکایت آمیز می گوید: «برادر جوان دارد به جهان آسیب می زند. او در مسیر نابودی قدم بر می دارد. او باید این موضوع را درک کرده و راهش را تغییر دهد، در غیر این صورت جهان خواهد مرد». در حالی که ایزکویردو که یک «مامو» (mamo)-رهبر معنوی روشنفکر بومیان آرهواکو (Arhuaco ) در کلمبیا-مرا به سمت یک استخر طبیعی مقدس به نام «Pozo de Yaya» برای مراسم سنتی تمیزکاری هدایت می کند می توان صدای فلوت سنتی که از نقطه ای نامشخص در دل جنگل پیچیده را شنید. او سندل هایش را در می آورد، روی یک صخره خم می شود و در حالی که پاهایش را در هم قفل کرده در کنار نهری با جریان تند آب می نشیند.
از من می خواهد که کفش هایم را درآورده و وارد آب شوم. سپس ریسمانی به دستم می دهد که وسیله نمادین اتصال من به ناف و مرکز مادر زمین است و با صدایی شبیه چهچهه از من می خواهد که افکارم را به ریسمان منتقل کنم. موهای بسیار ضخیم و پیچ و تاب خورده او از زیر یک کلاه سفید مخروطی اش که در به قله های برف گرفته کوه های مقدس سیرا نوادا دِ سانتا مارتا (Sierra Nevada de Santa Marta) اشاره دارد روی شانه هایش افتاده اند. او یک شلوار ضخیم بسیار سفید به تن دارد که با شال بافته شده از گیاه عود آمریکایی و کمربندی که به کمر دارد هماهنگ است. او مرا به یاد شخصیت جدای در فیلم های «جنگ ستارگان» می اندازد که سعی داشت با هوش و توانایی های ذهنی خود صلح را در دنیاها برقرار کند.
After the arrival of the Spanish conquistadors in the 16th Century, the Tairona retreated to Colombia’s Sierra Nevada de Santa Marta mountains
ایزکویردو در اشاره به دنیای مدرن خارج از قلمرو آرهواکوها می گوید: «ما می خواهیم برادران کوچک تر چیزهای بیشتری در مورد فرهنگ ما بدانند. بدین ترتیب ما می توانیم او را از نابودی دنیا بازداریم». مردمان آرهواکو، در کنار مردمان بومی همسایه خود با نام «کوگی» (Kogi) و «ویوا» (Wiwa)، یکی از سه بازمانده متمایز تمدن باستانی و پیشرفته ی «تایرونا» (Tairona ) هستند. این تمدن پویا و بزرگ با خشونت تمام در قرن شانزدهم میلادی توسط مهاجران و کاشفان اسپانیایی در هم کوبیده شد و بازماندگان به کوهستان های شبه اهرام سیرا نوادا دِ سانتا مارتا که در ساحل کارائیب کلمبیا قرار گرفته عقب نشینی کردند.
محل سکونت آن ها که مرتفع ترین رشته کوه های ساحلی جهان است تمامی اکوسیستم های آب و هوایی متمایز کلمبیا را در خود دارد، از باتلاق های ساحلی گرفته تا جنگل های بارانی استوایی، تندرهای کوهستانی و قله های برفی و یخ زده. این رشته کوه ها در سال 1979 توسط یونسکو به عنوان «مخزن زیست کره انسان و بشریت» نامگذاری شده و توسط مجله Science در سال 2013، غیرقابل جایگزین ترین اکوسیستم روی کره زمین لقب گرفت. جمعیت سه گروه بومی گفته شده که از 90.000 نفر تجاوز می کند، یکی از دست نخورده ترین تمدن های بومی جهان است که از زمان آزتک ها و اینکاها تاکنون از لحاط فرهنگی دست نخورده باقی مانده اند. آن ها خود را «برادران بزرگ تر» نامیده و رهبری شان را یک مرد روحانی به نام «مامو» بر عهده دارد و جهان بینی باستانی آن ها بر ارتباط، پرستش و محافظت از طبیعت استوار است.
The Arhuaco maintain an ancient cosmovision based on a worship and custodianship of Mother Nature
مامو ها خود را دارای بینش و دانش رازآلودی می دانند که دیگران فاقد آن هستند. درست مانند دالایی لاما در دین بودایی که از کودکی برای درک معنای زندگی و کمک به دیگران در رسیدن به سعادت و روشنایی آموزش می بیند، ایزکویردو نیز مانند دیگر مامو ها، تمام دوران کودکی و جوانی خود را صرف آموزش های روحانی بسیار سخت و طولانی کرده است. آن ها که بر اساس سنت آینده بینی انتخاب و تا 18 سالگی در مکان هایی تنگ و تاریک در نزدیکی قله سیرا نوادا دِ سانتا مارتا زندگی کرده اند، در ارزش های اجتماعی جامعه خود غرق می شوند تا این که به حدی از آگاهی فرا زمینی برسند که بر اساس باورشان به آن ها اجازه می دهد با زمین به طور مستقیم ارتباط برقرار کنند. در واقع آن ها شبیه قابله هایی با روح مخفی برای حیات زمینی هستند که توازن آن را حفظ می کنند.
ایزکویردو مانند دیگر مردمان آرهواکو بر این باور است که ما در یک دنیای دارای هوش و آگاهی زنگی می کنیم، جایی که چیزهای مادی زندگی و هوش دارند. برای آن ها قابل درک نیست که انسان مدرن باور نمی کند که زمین به طور کامل صدماتی که به آن وارد می شود را حس و درک می نماید. برای آن ها کارهایی که انسان امروزی با زمین می کند قابل درک و باور نیست. ایزکویردو می گوید: «افکار تمامی نیاکان ما در هر سنگ و عنصری که انسان با آن تماس داشته نهادینه شده است».
این مردمان بومی «گمشده» که توسط یک جنگل صعب العبور احاطه شده و در دهه های اخیر در میدان نبرد بین نیروهای ارتش کلمبیا، شورشیان فارک و شبه نظامیان دست راستی گرفتار شده اند، برای بیش از 5 قرن در انزوا و دوری مطلق از جهان خارج زندگی کرده و به طور مداوم از قلمرو خود در برابر حملات بیرونی محافظت کرده اند. علیرغم این انزوا و دورافتادگی، آگاهی و جهان بینی شان آن ها را برای حفظ تعادل طبیعت و جهان هستی برای تمام بشریت تشویق کرده است.
The Arhuaco are one of the last uncorrupted indigenous civilisations to survive culturally intact since the time of the Aztecs and Incas
سه دهه قبل آن ها دریافتند که که برف های قله های سیرا نوادا دِ سانتا مارتا که برای آن ها بسیار مقدس و قلب جهان است در حال ذوب شدن هستند. ساواناهایی که در ارتفاعات بالا قرار داشتند شروع به خشک شدن کردند و دوزیستان و پروانه ها شروع به نابودی کردند. در سال 1987، آرهواکوها با این نگرانی که تغییرات آب و هوایی در حال تاثیرگذاری منفی بر جهان هستی است، از چندین قرن انزوا و دوری از جهان بیرون خارج شده تا به ما، برادر کوچکترشان، پیامی بفرستند. آن ها بنیادی رسمی به نام «Organización Indígena Gonawindua Tayrona» را شکل دادند که در مقیاس دولتی نماینده این جماعت بوده و از آلن اریرا، یک کارگردان مستندساز، خواستند که فیلم «از قلب جهان: هشدار برادران بزرگ تر» (From the Heart of the World: The Elder Brothers' Warning) را بسازد.
اما پندهای دردناک آن ها در مورد عدم تعادل اکولوژیکی و احتمال وقوع فاجعه در این زمینه گوش شنوایی پیدا نکرد. دو دهه بعد، آن ها بار دیگر با اریرا تماس گرفته و از او خواستند دنباله ای دیگر به نام «آلونا» (Aluna) بسازد. اریرا در این باره می گوید: «آن ها در اثر ترس ناشی از این که چیزهایی که می دیدند ممکن بود متعاقباً رخ دهد مجبور بودند بیشتر سعی کنند». در حالی که جهان به سمت فاجعه پیش می رفت، خودآگاهی آرهواکوها به عنوان نگهبانان آرامش اکولوژیکی زمین به مرحله اضطرار رسید. در مدتی که در بوگوتا بودم با نماینده سیاسی آرهواکوها با نام دانیلو ویلافانیه تورس مشهور به «El Canciller» به معنای «صدراعظم» و «Gran Hermano» به معنای «برادر بزرگ تر» آشنا شدم، مردی که ردای رهبری قبیله را در سن 23 سالگی از پدرش، آدالبرتو، که در سال 1996 توسط قاچاقچیان مواد مخدر به خاطر مخالفتش با کاشت غیرقانونی کوکا در زمین های قبیله اش کشته شده بود به ارث برده است. ویلافانیه از من دعوت کرد که به «قلب جهان» بروم، سرزمینی که تحت حمایت و محافظت ایزکویدرو قرار داشت.
Permission for outsiders to visit Nabusimake, the ‘capital’ of the Arhuaco resguardo, is rarely given
ایزکویدرو با اشاره به یکی از نگهبانان مرزی می گوید: «برادر کریستوفر اینجاست تا پیام ما را به گوش برادران کوچکتر برساند». او دستش را در داخل یک کیف دوشی (zijew ) دستباف بسیار زیبا برده و چند برگ کوکا بیرون می آورد و نگهبان نیز همین کار را می کند. آن ها به عنوان نشانه به اشتراک گذاشتن داشته ها و حسن نیت، برگ های کوکای خود را معاوضه می کنند. ما سعی داشتیم وارد قلمرو آرهواکو ها شویم که بخش عظیمی از زمین های دره های جنوبی رشته کوه های سیرا نوادا دِ سانتا مارتا را در تملک داشتند وارد شویم، یک منطقه خودمختار و مستقل که دولت کلمبیا در سال 1983 مالکیت آن ها بر این منطقه را به رسمیت شناخت. مردمان کوگی و ویوا نیز بخش هایی از مناطق شمالی و جنوب شرقی این رشته کوه های وسیع را در اختیار دارند.
ایزکویدرو که با عنوان محترمانه «مامو منجاوی» خطاب می شد بار دیگر اما این بار با لحنی آمرانه تر به حرف آمد و من تنها توانستم عبارت «نشنال جئوگرافیک» را از میان جملات او تشخیص دهم.
n 1987, concerned that climate change was impacting the cosmos, the Arhuaco came out of centuries of isolation to send the world a message
با شنیدن این جملات، دربان لبخندی زدی و دری بسیار بزرگ در برابر ما باز شد. عبور از مسیر کوهستانی به سمت روستای «پوبلو بلو» چنان سنگی و پر از آبکند بود که عبور از آن برای بزهای وحشی نیز دشوار می نمود و خودروهای بسیار کمی توانسته بودند از این مسیر خود را به قلب کوه های سیرا نوادا برسانند. حس می کردم افتخار بزرگی نصیبم شده زیرا اجازه دیدار از «نابوسیماکه» (Nabusimake) که پایتخت قلمرو آرهواکوها به شمار می آید به ندرت برای «بوناچی ها» (bunachis ) به معنای «خارجی ها» صادر می شود. تاکنون شنیده نشده که کسی بتواند به درون حریم مقدس داخل دیوارهای این منطقه راه یابد. بالای در ورودی به این مکان مقدس تابلویی قرار دارد که روی آن نوشته شده: «ورود افراد غیربومی ممنوع است» و برای معدود افراد خوش شانسی که می توانند وارد شوند نیز عکس گرفتن از فضای داخلی ممنوع می باشد.
Several members of the Arhuaco community champion opening the resguardo for ethno-tourism and autonomous economic empowerment
اما ماموها غروب روز قبل از ورود من جلسه ای داشته و مجوز ورود من را صادر کرده اند. روز بعد از یک نردبان باریک کنار در ورودی بالا می روم تا از فضای توخالی مقدس عکس بگیرم. سه دختر نوجوان که توسط یک دیوار سنگی و گلی به یکدیگر چسبانده شده اند، زیر لب خنده ای می کنند و نمی دانند برایم ژست بگیرند یا فرار کنند. کودکان پراکنده شده و زنان نیز از مسیر راه رفتن من دور می شوند. مردان مغرور نیز از تماس چشمی با من اجتناب می ورزند و اهمیتی به حضور من که می خواهم از طریق یک مسیر تنگ سنگی وارد دنیاهای دیگر شوم نمی دهند. برخی از آن ها کلاه گاوچران ها به سر دارند و برخی دیگر لباس های مردانه سفید رنگی به تن دارند که سبک مخصوص آرهواکوهاست. در مقابل اما ایزکویردو لبخند می زند و ظاهراً از حضور من رضایت دارد.
این ماموی دوست داشتنی منطقه تحت کنترل خود را به روی صنعت توریسم باز کرده و با اجازه فروش صنایع دستی آرهواکوها به برادران کوچکتر سعی دارد اوضاع اقتصادی اجتماع خود را بهبود بخشد. از سال 1995 تاکنون چندین جماعت از این مردمان برای تولید و فروش قهوه ارگانیک و باکیفیت صادراتی مشارکت داشته اند اما تغییرات آب و هوایی باعث شده که تولید قهوه به مناطق مرتفع تر و خنک تر کشیده شده اما اکنون سعی می شود با فروش کاکائو، کاهش درآمد ناشی از فروش قهوه جبران گردد. همچنین ایزکویردو کاشت نیشکر محلی را در روستای پورتو بلو که دروازه ورودی به درون کوهستان است را تسریع کرده تا از آن برای تولید و صادرات یک نوع شکر قهوه ای ارگانیک، تصفیه نشده و خام به نام «پانلا» (panela ) استفاده شود.
هر جنبه از زندگی آرهواکوها با سمبل دوزندگی و نساجی عجین شده است. کوهستان سیرا نوادا دِ سانتا مارتا دوک نخ ریسی است که تمامی رشته های مادر طبیعت دانا از آن نشأت می گیرد و احتمال و امکان را به واقعیت، رویا و خاطره تبدیل می سازد. قدرت این تفکر نهادینه شده تار و پود جهان بینی آن ها را تشکیل می دهد.