×

غذای پرجنب و جوش؛ فرهنگ حشره خواری در کامبوج

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۶
دسته بندی غذا و خوراک
غذای پرجنب و جوش؛ فرهنگ حشره خواری در کامبوج
کامبوج یکی از کشورهای فقیر جنوب شرق آسیاست که در چند دهه گذشته سعی داشته از دوران سخت و جهنمی حکومت دیکتاتوری و کمونیستی خمرهای سرخ که باعث مرگ میلیون ها نفر در این کشور شده بود فاصله بگیرد. این کشور به دلیل سیلاب های موسمی و بارش شدید باران همواره با فجایع زیست محیطی روبرو شده که بر رنج مردم این کشور افزوده است. اما کامبوج در حال تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری متفاوت و بکر در جنوب شرق آسیاست که چیزهای تازه زیادی برای عرضه به گردشگران ماجراجو دارد. یکی از ویژگی های فرهنگی جالب مردم این کشور سبک خاص غذا خوردن و یا به عبارت بهتر، فرهنگ غذایی آن هاست که تفاوت هایی با دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا دارد. همچنان که توصیه می کنیم هوشمندانه سفر کنید، از شما می خواهیم با ادامه مطلب که در مورد فرهنگ حشره خواری در کامبوج است همراه باشید.
cambodias
خرید و فروش در بازار «Chbar Ampov Market» در شهر پنوم پن، شهر شلوغ و پایتخت کامبوج بسیار پررونق بود. در زیر لایه هایی رنگارنگ از پارچه ها و تکه های آهن چین دار در حال دور کردن مگس ها بودند در حالی که میوه های گرمسیری را برای وزن کردن بیرون می آوردند. اکثر فروشندگان زن بودند با پیژامه هایی طرح دار و کلاه هایی لبه دار که برای در امان ماندن از آفتاب سوزان بهترین و ارزان ترین گزینه ها هستند. مردان در همان حوالی روی موتورسیکلت های تاکسی خود نشسته بودند و برخی نیز پشته ای از تکه های چوب درست می کردند. بوی گوشت تازه، دود اگزوز و بخور فضا را گرفته بود.
صاعت 9 صبح بود و من و دوستم جرمایا در ورودی بازار قرار داشتیم و جنب و جوش روبرویمان را نگاه می کردیم. ماه آوریل بود، فصل اوج گرما در کامبوج، وقتی که صبحانه را با شیرینی سرو می کردند. از آنجایی که گرمای هوا بسیاری از گردشگران را در سفر به کامبوج در این فصل از سال باز می دارد تنها خارجی هایی بودیم که می خواستیم از این بازار دیدن کنیم و انتظار راهنمای تور را می کشیدیم. هدفمان دیدار با خانواده ای کامبوجی فعال در عرصه تجارت حشره بود و اینکه با سبک پختن آن ها آشنا شویم. خوردن حشرات در جنوب شرق آسیا چیز تازه ای نیست اما در کشوری که روزگاری در دوران قحطی دهه 1970 و در زمان حکومت وحشت خمرهای سرخ به حشرات لقب «غذای گرسنگی» داده بودند، اکنون از حشرات به عنوان غذایی ارزان قیمت و منبعی بی پایان از پروتئین، آمینو اسیدها و انواع ریز مغذی ها یاد می شود که به طور خاص می تواند رژیم غذایی مناسبی برای کودکان کامبوجی باشد که 79 درصد آن ها از سوء تغذیه رنج می برند.
cambodias
در واقع سازمان غذا و کشاورزی وابسته به سازمان ملل اکنون از عبارت «احشام شش پا» برای کاستن از بار منفی خوردن این حشرات استفاده می کند. راهنمای ما کیملی نام داشت که از ما خواست با موتورسیکلت او را دنبال کنیم و پس از عبور کردن از میان ساختمان های متعدد و خیابان های شلوغ ما را به کرانه های رودخانه باساک (Bassac) رساند که یکی از سه رودخانه ای است که در پایتخت کامبوج جریان دارد. برای این که با کودکان و مرغ ها برخورد نکنیم خیلی آرام پیش می رفتیم و سپس به کوچه ای پیچیدیم که ما را به سمت ساحل رودخانه می برد.. دیوارهای بیرونی ساختمان ها با کاشی های قرمز تزیین شده و پشت پنجره ها نیز زرد رنگ بودند. چندین خانواده در حال کار در سایه ساختمان ها دیده می شدند. زنان در حال خرد کردن سیر و تکه کردن پیازهای بهاره و کودکان آن ها در حال جست و خیز بودند. سطل ها و سبدهایی بزرگ و پر از حشره و قورباغه نیز همه جا دیده می شد.
cambodias
وانت سوکنا مردی لاغر اندام و حدود 30 ساله بود که مشخص بود زندگی سختی داشته است و کسی بود که قرار بود با او صحبت کنیم. روی یک پلتفرم چوبی نشستیم و کیملی شروع به ترجمه صحبت های این مرد کرد: «قبلاً در کره کارگری می کردم. اما دلم برای خانواده ام تنگ می شد و به همین دلیل به کامبوج برگشتم و حالا به صورت عمده حشره و قورباغه به عنوان اسنک می فروشم». دستش را در سبدی پر از سوسک فرو می برد که سوسک ها در آن مانند سنگریزه های کنار ساحل روی هم افتاده اند. پشت سر ما زنی است که سیر خرد شده را در داخل سطل هایی پر از قورباغه های کوچک و مرده می ریزد. در حالی که آن ها را با هم ترکیب می کند، صدایی خاص تولید می شود که توجهمان را به خود جلب می کند. سوکنا ادامه می دهد: «جیرجیرک های وحشی بسیار پرطرفدار هستند. به شکل خام هر کیلوگرم 15 دلار و به صورت پخته هر کیلوگرم 50 دلار به فروش می رسند». یکی از جیرجیرک ها را مانند پسته باز می کند و به بافت درونی آن که شبیه کف است اشاره می کند و می گوید: «این ها تخم ها هستند که بسیار خوشمزه اند».
cambodias
سوکنا سوسک ها و جیرجیرک هایش را از یک تولید کننده در منطقه تاکئو در جنوب پنوم پن می خرد. او می گوید که این حشرات را از طریق روشن کردن یک چراغ فلورسنت آبی در داخل ورقه ای از پلاستیک که از قالبی ساخته شده از چوب بامبو آویزان می شود صید می کنند. حشرات به سمت نور پرواز می کنند اما به صفحه پلاستیکی برخورد کرده و به داخل سطل بزرگی پر از آب که زیر آن قرار دارد می افتند. سپس تکه های خرد شده یخ را روی صید می ریزند و بدین ترتیب حشراتی که هنوز زنده اند نیز می میرند و همزمان آن را تازه و آماده فروش نگه می دارند..
رگه های نور خورشید با برخورد به پیشخوان فلزی آشپزخانه سیار سوکنا منعکس می شوند، آشپزخانه ای که به اسکلت موتورسیلکت او متصل شده که یک گاز دست ساز روی گوشه آن نصب شده است. سوکنا فندکش را روشن می کند و شعله ای زیر ماهیتابه ای خاص که روی گاز قرار دارد روشن می شود. سپس مقداری روغن گیاهی در داخل ماهیتابه می ریزد. سطل های پر از جیرجیرک در اندازه های مختلف از قبل آماده و کنار گذاشته شده است. سطل هایی پر از کرم ابریشم و سوسک نیز که از قبل پخته شده بود و به صورت خانگی بسته بندی شده بود را نیز می توانستیم کنار دست او ببینیم. سوکنا ادامه داد: «ما کرم های ابریشم و سوسک ها را به صورت خام نمی خریم. قوطی ها بهتر هستند زیرا آماده کردنشان راحت بوده و دوام بیشتری دارند».
او سپس کیسه هایی پلاستیکی از چانشی تهیه کرد که در داخل آشپزخانه سیارش روی هم قرار گرفته و در کنار سطل هایی پر از جیرجیرک های قهوه ای و ازپا آویزان شده نگه داشته می شدند. می توانستم آرد، نمک، شکر و چیزی که روی جلد آن نوشته شده بود «چاشنی اومامی» و بوی تندی می داد را نیز ببینم.
cambodias
سوکنا در حالی که یک قاشق نمک، دو قاشق شکر و نیم قاشق چاشنی اومامی با را کمی آب مخلوط می کرد گفت: «به من نگاه کنید». سپس دستش را در ترکیب فرود برد و با اضافه کردن مقداری آرد شروع به هم زدن آن کرد. آرد به شکل گلوله هایی کوچک و سفید در می آمد. جیرجیرک ها در تماس با روغن داغ صدایی شبیه رعد و برق می دادند و ماهیتابه عمیق خیلی زود پر از حباب های سفید و در حال سوختن شد. بعد از پنج دقیقه سوکنا با استفاده از یک ملاقه سیمی تعدادی از این آن ها را برداشت و در طرفی دیگر ریخت. هیچ اثری از آرد روی بدن جیرجیرک های سرخ شده نبود. نیمی از روغن نیز توسط جیرجیرک ها جذب شده بود و سوکنا با تکان دادن سرش گفت که غذای جیرجیرکی ما آماده است.
cambodias
جرمایا نیز این سبک جیرجیرک پختن را تکرار کرد و من هم از او تبعیت کردم. وقتی به این حشرات که در داخل سطل ها نگاه می کردم حس گرسنگی ام از بین می رفت اما جرمایا یکی از آن ها را برداشته و به دهانش انداخت و سپس ژستی گرفت و شروع به جویدن آن کرد. سرش را همزمان با شانه اش به نشانه رضایت تکان داد. من نیز که از عکس العمل او تهییج شده بودم دست به کار شدم و با کنار زدن پوسته جیرجیرک شروع به خوردن محتویات درونی بدنش کردم. مزه خوبی داشت و مرا به یاد جوجه سوخاری می انداخت. کرم های ابریشم سرخ شده نیز خوشمزه به نظر می رسیدند و این طور بود که ما خود را در ساحل باساک در حال لذت بردن از ملخ های شش پا و سوسک ها یافتیم و سپس در حالی که کیسه های پر از سوسک، جیرجیرک و کرم ابریشم سرخ شده آویزان به موتورمان داشتیم سوار شده و آنجا را ترک کردیم.
چند هفته بعد روی یک قایق مسافری که شهر پنوم پن را به جزیره «کوه داچ» رودخانه مکونگ متصل می کرد، احساس گرسنگی کردم و زنی را دیدم که کیسه هایی پر از جیرجیرک سرخ شده را به مسافران پرتعداد قایق تعارف می کرد. من هم یکی خریدم و در حالی که رودخانه و آسمان پر از دود شهر را نگاه می کردم شروع به خوردن کردم. فکر می کنم دیگر حشره خوار شده بودم.