×

با فرزندتان که دیگر نمی خواهد با شما به سفر بیاید، چکار می کنید؟

نویسنده نویسنده ایران هتل در تاریخ ۱۳۹۸/۲/۳۱
دسته بندی راهنمای سفر
با فرزندتان که دیگر نمی خواهد با شما به سفر بیاید، چکار می کنید؟
قبلا درباره چالش های سفر با نوجوانان نوشته بودم و یکی از این موضوعات خوانندگان زیادی داشت: بعضی از بچه ها وقتی که بزرگتر می شوند، دیگر تمایلی به سفر خانوادگی ندارند. در این مقاله می خواهم به این تجربه بپردازم و چند راهکار برای هدایت چنین مشکلات خانوادگی ارائه کنم.
اول بیایید به این نظر اجتناب ناپذیر بپردازیم: شما والدین کودک هستید و آنها فرزندان شما، پس مجبورشان کنید تا به سفر بیایند. مطمئنم تنها کسی چنین نظری می هد که نمی خواهد با کودک یا نوجوان بیچاره اش در سفر خوش بگذراند. ممکن است که در این نبرد پیروز شوید ولی در جنگ با آنها بازنده خواهید بود. اگر می-خواهید لحظات خانوادگی شادی را به وجود آورید و نمی خواهید در تمام سفرتان، بچه ناراضیتان را این ور و آنور بکشید، بهتر است چنین کاری نکنید. برای سفری خوش به هتلی آرام و زیبا مانند هتل داریوش کیش نیاز دارید.
 
سعی کنید دلیل هر چیزی را بفهمید
همانطور که قبلا هم توصیه کرده ام زمانیکه با همسرتان که مخالف شماست صحبت می کنید، اول گوش کنید تا بفهمید که چه می گوید. من خودم قبل از اینکه جواب "نمی خوام" فرزندم را بپذیرم، سعی می کنم تا اطلاعات بیشتری از آنها بدست بیاورم. اطلاعاتی مانند: سفر خسته کننده است؟ زمان زیادی را باید با خواهر و برادر آزاردهنده اش در اتاق کوچک هتل سپری کند؟ دلتنگ دوستانش می شود؟ هر کدام از این سوالها پتانسیل پرداخته شدن به آنها را دارند. حتی اگر موفق نشدید تا به هر کدام از آنها بپردازید، حداقل تلاش خودتان را کرده اید تا فرزندتان را بفهمید.
 
بچه ها را در برنامه ریزی سفر شریک کنید
اگر کودکتان از رفتن به مکانهای تاریخی خوشش نمی آید، شما می توانید سفرتان را با کارهایی که فرزندتان از پیش انتخاب کرده است، شروع کنید. این کار می تواند برنامه ریزی برای رفتن به تم پارک در طول سفر باشد که در حالت عادی شما به آن فکر هم نمی کردید. در حقیقت، ممکن است شما با رفتن به یک پارک بین المللی در سفرتان به ایلات متحده، برای رفتن به دیزنی یا یونیورسال پول پس انداز کنید. من این کار را در سفر اخیرم به پاریس انجام دادم. ما متوجه شدیم که با قرار دادن دیزنی لند پاریس در برنامه سفرمان، دختر 12 ساله ام در ادامه سفر، برای بازدید از موزه اورسی مشتاق تر بود.
من همچنین اجازه می دهم تا مقصد سفر بر اساس علاقه بچه ها انتخاب شود. چهار سال پیش، زمانیکه فرزندانم 11 و 7 ساله بودند قرار بود به یک سفر بزرگ در آسیا برویم. پسرم در آن زمان به دو چیز علاقه زیادی داشت: بیس بال و مانگا. خوشبختانه ژاپن، فصل مشترکی عالی از این دو علاقه مندی پسرم بود. همه ما از بازی بیس بال در توکیو نهایت لذت را بردیم و پسرم هم مجموعه ای از کتاب های مانگا به زبان انگلیسی پیدا کرد که تنها 100 ین قیمت داشتند (حدود یک دلار) و هر کدام را از یک کتابفروشی در شینجوکا پیدا کرد.
دخترم که حالا 12 سال دارد، یک سرآشپز حرفه ای جوان است. خیلی لذت بخش بود که با فرستادنش به کلاس های آشپزی با تفریح مورد علاقه اش مخالفت نکردیم. در سفر اخیرمان به پاریس، دو کلاس آموزش کرپ و ماکارون برای هر دویمان پیدا کردم تا لذت ببریم. این کار مزایای دیگری نیز به دنبال داشت: همین هفته گذشته، دخترم در خانه کرپ درست کرد.
 
فضا بدهید
اگر مشکل خواهر و برادر (یا پدر و مادر) آزاردهنده است، بهترین راه حل پیدا کردن اتاق استانداردی در هتل برای اجاره یا یک سوئیت هتل دو خوابه است.فضا دادن به کودکان برای خلاص شدن از شر یکدیگر، زندگی را برای همه آسانتر می کند. در حقیقت، من سعی می کنم تا برای هر کدام از بچه ها یک اتاق بگیرم. متوجه شدم که اجاره یک ملک سه خوابه تنها کمی گرانتر از ملکی دو خوابه است؛ یعنی برای این اتاق سوم که مرا از دیوانه شدن در طول سفر با وجود دو بچه نجات می داد، تنها 20 دلار بیشتر به ازای هر شب پرداخت می کنم. به همین دلیل است که هتل را در سفرهای خانوادگی زیاد پیشنهاد نمی دهم و به جایش به گزینه های انعطاف پذیر دیگری نظیر Barclaycard Arrival Plus و World Elite Mastercard توجه می کنم. (دلیل اینکه خانواده ها به Barclaycard Arrival Plus نیاز دارند، همین موضوع است). Airbnb دوست جدید من است (یادتان باشد که چند تا کارت اعتباری به همراه داشته باشید).
دوستش را هم ببرید
بتازگی همراه با پس 15 ساله ام از یک سفر بهاره دقیقه نودی به فلوریدا برگشته ام. رد کردن پیشنهاد اجاره ماشین برای سفر رفت، کار سختی بود. اگر راستش را بخواهید پسرم چندان مشتاق به این سفر نبود تا اینکه به او گفتم که چون فقط به یک بلیط هواپیمای یکطرفه نیاز دارم، تو می توانی سفری عالی به همراه یکی از دوستانت داشته باشی. پسرم شروع به پیام دادن کرد و ظرف 15 دقیقه یک همراهی برای خودش پیدا کرد.
در این سفر که دو نوجوان همراهم بودند، زمان آزاد بیشتری نسبت به سایر سفرهای خانوادگی داشتم. در واقع توانستم کل یک رمان را بخوانم (معمولا همیشه یک کتاب به همراه دارم ولی یادم نمی آید که قبلا وقتی برای انجام چنین کاری می داشتم). این همراهی به من اجازه داد تا به پسرم نسبت به آنچه که قبلا در سفرها عادت داشت، آزادی بیشتری بدهم. پسرم و دوستش می توانستند تا خودشان به ساحل بروند یا خودشان برگردند و زمانیکه من برای شام بیرون می رفتم، بازی ویدئویی بکنند، دو کاری که اگر فقط ما دو نفر با هم بودیم، چندان مایل به انجامشان نبودیم.
می دانستم که با دوستش به او خوش می گذرد ولی از تاثیر این کار روی پویایی خانواده شگفت زده شدم. از اینکه این دو پسر به طور کامل از من فرار نمی کردند مرا شگفت زده کرد و زمانیکه پسرم به جای اینکه بدخلقی کردن با دوستش وقت می گذارند، توانستم چیزهایی راجع به او بفهمم.

بیش از حد برنامه ریزی نکنید
حتی اگر برنامه ریزی خودت را داشته باشی، زندگی کار خودش را می کند. من این گفته را به سفر رفتن هم تعمیم می دهم و می گویم که زمانیکه به قانون اتفاقات غیرمنتظره و خوب (شانسی) اجازه بروز دهید، معجزات در سفر خودشان را نشان می دهند. بسیاری از خانواده ها کل روزشان را پر از کارهای مختلفی می کنند که باید انجام دهند، از معبد به موزه می روند و بعد خودشان را به تور می رسانند و سعی می کنند به همه ی این کارها نیز برسند. صادقانه، اگر من هم چنین برنامه ی روز به روز پشت سر همی داشته باشم، دیگر نمی خواهم به سفر بروم. من خیلی زود متوجه شدم که ترجیح می دهم تا یک جا را درست و حسابی ببینیم و بعد به بچه ها اجازه می دهم تا با فرهنگ جایی که در آن هستیم، ارتباط برقرار کنند.
در حالیکه من و همسرم سوپر مارکتهای 7-11 را به چشم جاذبه توریستی نگاه نمی کردیم ولی مجموعه ی مانگاها و اسباب بازی های کلکسیونی با تم تسوم تسوم این فروشگاهها، که اغلب با خرید یک لیموناد به طور رایگان داده می شدند، باعث خوشحالی فرزندانمان شدند. (اعتراف: اسباب بازی های تسوم تسوم مرا هم ذوق زده می کردند). ما زمان بیشتری از آنچه که فکرش را می کردیم در فروشگاههای ژاپن سپری کردیم ولی جاکلیدی تسوم تسوم پرنسس السایی که دخترم با خریدن نوشیدنی Pocari Sweat گرفت، حالا جز تزئینات درخت کریسمس ما شده است.
من قبلا داستان فرزندانم که در شیلی یک بازی :مبارزه خیابانی" نینتندو متعلق به دهه 1990 پیدا کردند را گفته بودم ولی دوباره در اینجا به آن داستان اشاره می کنم چون این عکس به من یادآوری می کند که آنچه برای کودکان جذاب است، ممکن است حتی در برنامه های شما هم نباشد. اگر ذوق داشته باشید و این لحظات را از دست ندهید، در پایان سفر همه خوشحال تر خواهند بود.
خاطره انگیزترین بخش Quebrada del Alvarado در شیلی؛ البته اگر از فرزندان من بپرسید.
خانوادگی "Pokemon Go" بازی کنید
ممکن است به این پیشنهاد بخندید ولی به من اعتماد کنید: بازی "Pokemon Go" برای مسافرت ساخته شده است (بله، هرچند دیگر در رسانه ها هم به این بازی پرداخته نمی شود و در صدر اخبار نیست ولی همچنان جای خودش را دارد). فرودگاهها و جاذبه های توریستی خیلی زود به جذابیت این بازی پی بردند و جاهایی که در سفرها بیشترین بازدید را دارند، مملو از pokestops و باشگاهها هستند. سازندگان این بازی حتی پیشتر هم رفته اند و در برخی از نقاط جغرافیایی خاص، انواع خاصی از پوکمن رایج تر است: برای مثال، نوع پوکمن آبی در نزدیکی سواحل بیشتر است. برخی از پوکمن ها در اروپا و آسیا رایج ترند و این هم دلیل دیگریست تا در زمان سفر این بازی را انجام دهید.
فرزندان من زمانیکه این بازی بیرون آمد شروع به بازی کردند ولی دیگر علاقه به آن نداشتند. زمانیکه دو بازی "Let’s go" پوکمن برای نینتندو سوییچ در سال گذشته منتشر شد، دوباره به این بازی علاقه مند شدند. در واقع من حساب بازی "Pokemon Go" خودم را با دو فرزندم به طور اشتراکی استفاده می کنم و به عنوان یک تیم بازی می کنیم. وقتی این جوری بازی می کنیم دیگر کمتر شبیه یک بازی ویدئویی است و بیشت مثل یک ماجراجویی خانوادگیست؛ نوعی یافتن وسیله مجازی.
 
تقسیم کنید و پیروز شوید
اگر دلیل سفر نکردن فرزندتان "وقت گذاندن با خواهر یا برادر اذیت کننده" است، می توانید مشکل را با سفرهای گهگاهی با هر کدام از فرزندتان (جداگانه) حل کنید. با چنین کاری نه تنها شرایط استرس زا را کم کی کنید بلکه رابطه تان را با هر فرزندتان، به طور جداگانه، تقویت می کنید. نویسنده بلاگ Mommy Points نیز طرفدار این روش است.
حتی آن فرزندتان نیز که با شما به سفر نمی آید نیز از این سفر بهره می برد و زمان بیشتری را با پدر یا مادرش که در خانه مانده است، سپری می کند. در آخرین سفری که با پسرم رفتم، دخترم زمان زیادی را با پدرش گذراند. پدرش حتی او را به مرکز خرید برده بود تا لباس های تابستانی بخرد.
اگر انعطاف پذیر باشید (و راههای کافی برای اجرایی کردنش داشته باشید)، خودتان و همسرتان به سفر بروید و فرزندانتان را در خانه بگذارید. بیایید صادق باشیم: بیشتر سفرهای مادربزرگها و پدربزرگها به خاطر فرزندان است و می توانید از توجه تمام و کمال آنها استفاده کنید و کمی به خودتان و همسرتان برسید.
سخن آخر
وقتی فرزندتان به شما می گوید که دیگر نمی خواهد به سفر برود، می تواند حس عدم پذیرش به شما بدهد. با این وجود، با گوش دادن، محل اقامت و کمی صبر و تحمل بیشتر، می توانید سفرهای خانوادگی را شبیه تعطیلات کنید نه مجازات.